.::سندس::.

متن مرتبط با «فرمانده ی کل» در سایت .::سندس::. نوشته شده است

فرمانده ی صبور

  • نیلوبلاگ

    محمد بروجردی فرمانده ي منطقه بودیکی اومد پیشش و گفت: دشمن داره میاد جلو و هیچ امکاناتی هم برا مقابله نداریمشهید بروجردی عادت داشت همیشه ی خدا می خندید. این بار هم خندید. طرف هم عصبانی شد و زد زیر گوششبرای چندمین بار بود که یکی می زد توی گوشش.اما شهید بروجردی جای عصبانیت بلند شد ، صورتش رو بوسید و گفت:شما خسته شدی. بیا بشین. درست می شه. xa0xa0خاطره ای از زندگی سردار شهید محمد بروجردی xa0منبع: یادگارا...

    ادامه مطلب
  • کاش آواره ترین ابر بهاری بودم ..

  • نیلوبلاگ

    من كه آواره ترین ابر بهارم بی تو شانه ای امن ندارم كه ببارم بی تو باد می آید و دستان تو از من دورند به زمین ریخته گل های انارم بی تو خشكم و لخت تر از آنكه كلاغان حتی خانه ای امن بسازند كنارم بی تو تازه این باد فقط باد بهار است،خودت فكر كن آخر پاییز چه دارم بی تو! نه اناری به تنم مانده،نه برگی كه مگر...

    ادامه مطلب
  • فدایی زینب س

  • نیلوبلاگ

    خودش می گفت: دو شب هست که خواب میبینم تکفیریها روی سینه ام نشستند تا سرم رو جدا کنند؛ منم فریاد زدم و امام حسین ع اومد و فرمود: نترس!درد نداره ...xa0 عزیز من! سر تورو جدا میکنن اما دردی رو حس نخواهی کرد چون فرشتگان از هر طرف تو را در بر خواهند گرفت... چند روز بعد توی عملیات زخمی شد و داعشی ها اسیرش کردند همونطور که توی خواب دیده بود سر از تنش جدا کردند. عزالدین بی سر فقط هفده سالش بود خاطره ای از شهید مدافع حرمxa0 ذوالفقارxa0 حسن عزالدین منبع: کتاب خاطرات مدافعان حرم،صفحه 28...

    ادامه مطلب
  • فرمانده ی صبور

  • نیلوبلاگ

    محمد بروجردی فرمانده ي منطقه بودیکی اومد پیشش و گفت: دشمن داره میاد جلو و هیچ امکاناتی هم برا مقابله نداریمشهید بروجردی عادت داشت همیشه ی خدا می خندید. این بار هم خندید. طرف هم عصبانی شد و زد زیر گوششبرای چندمین بار بود که یکی می زد توی گوشش.اما شهید بروجردی جای عصبانیت بلند شد ، صورتش رو بوسید و گفت:شما خسته شدی. بیا بشین. درست می شه. xa0xa0خاطره ای از زندگی سردار شهید محمد بروجردی xa0منبع: یادگاران، جلد 12 کتاب شهید بروجردی، ص 62...

    ادامه مطلب
  • هر كس كه عاشقم شد عاشقش می شوم

  • نیلوبلاگ

    مَن طلبنی وَجَدَنی * و مَن وَجَدَنی عَرَفَنی * و مَن عَرَفَنی اُحِبَنی * و مَن اُحِبَنی عَشَقَنی * و مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ * و مَن عَشَقتَهُ قَتَلتَهُ * و مَن قَتَلتَهُ فَعَلَیَ دیَتَهُ * و مَن عَلَیَ دیَتَهُ و اَنا دیتَهُ آن کس که مرا طلب کند، من را می یابد / و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد / و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می دارد / و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می ورزد / و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم / و آن کس که من به او عشق ورزیدم، او را می کشم / و آن ک...

    ادامه مطلب
  • یک کلمه حرف حساب

  • نیلوبلاگ

    بهش گفتم : " پسرم ؛ تو به اندازه کافی جبهه رفتی ، دیگه نرو ؛ بزار اونایی برن که نرفته اند .. " چیزی نگفت و یه گوشه ساکت نشست ... صبح که خواستم نماز بخونم اومد جانمازم رو جمع کرد ، بهم گفت : " پدر جان ! شما به اندازه کافی نماز خوندی بذارین کمی هم بی نماز ها ، نماز بخونن .. " خیلی زیبا منو قانع کرد و دیگه حرفی برای گفتن نداشتم .. .....

    ادامه مطلب
  • اشتباهاتت را پاک می کنم

  • نیلوبلاگ

    إن الله تعالی یقول: عبدی!إنّک إذا استحییت منّی أنسیت الناس عیوبک و بقاع الأرض ذنوبک و محوت من الکتاب زلالتک و لا أناقشک الحساب یوم القیامة. خداوند متعال می فرماید: ای بنده من! زمانی که تو از من حیاء می کنی(بابت گناهانت و قصد اصلاح داری) عیبهای تو را از یاد مردم می برم، و می شویم زمین را از گناهانت، و از پرونده ات اشتباهاتت را پاک می کنم، و روز قیامت از تو حساب رسی نمی نمایم....

    ادامه مطلب
  • کربلایت آرزوست...

  • نیلوبلاگ

    xa0 #کربلایت_آرزوست ⚜عرفات است ولی هرکه بگوید یاربّ ⚜ پاسخش از طرف ڪرب و بـلامی آید xa0 پ.ن اللهم الرزقنا ......

    ادامه مطلب
  • محتاج یک نگاهم ... بخدا که ...