.::سندس::.

خرید بک لینک
محمد بروجردی فرمانده ي منطقه بودیکی اومد پیشش و گفت: دشمن داره میاد جلو و هیچ امکاناتی هم برا مقابله نداریمشهید بروجردی عادت داشت همیشه ی خدا می خندید. این بار هم خندید. طرف هم عصبانی شد و زد زیر گوششبرای چندمین بار بود که یکی می زد توی گوشش.اما شهید بروجردی جای عصبانیت بلند شد ، صورتش رو بوسید و گفت:شما خسته شدی. بیا بشین. درست می شه. خاطره ای از زندگی سردار شهید محمد بروجردی منبع: یادگارا .::سندس::....ادامه مطلب

ما را در سایت .::سندس::. دنبال می‌کنید

برچسب: فرمانده,صبور, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 1:22

من كه آواره ترین ابر بهارم بی تو شانه ای امن ندارم كه ببارم بی تو باد می آید و دستان تو از من دورند به زمین ریخته گل های انارم بی تو خشكم و لخت تر از آنكه كلاغان حتی خانه ای امن بسازند كنارم بی تو تازه این باد فقط باد بهار است،خودت فكر كن آخر پاییز چه دارم بی تو! نه اناری به تنم مانده،نه برگی كه مگر .::سندس::....ادامه مطلب

ما را در سایت .::سندس::. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 8:15

ماهی یکبار بچه های مدرسه جبل عامل را جمع میکرد ،میرفتند زباله های شهر رو جمع آوری میکردند.

میگفت: با اینکار هم شهر تمیز میشه هم غرور بچه ها میریزه ...

دکتر مصطفی چمران را میگویم ...

.::سندس::....

ما را در سایت .::سندس::. دنبال می‌کنید

برچسب: چ مثل چمران,چ مثل چمران حمید صفت,چ مثل چمران شعبانعلی,چه مثل چمران,فیلم چه مثل چمران,دانلودفیلم چ مثل چمران,اکران چ مثل چمران,سریال چ مثل چمران,دانلودفیلم چه مثل چمران,پخش فیلم چ مثل چمران, نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 8:17

خودش می گفت: دو شب هست که خواب میبینم تکفیریها روی سینه ام نشستند تا سرم رو جدا کنند؛ منم فریاد زدم و امام حسین ع اومد و فرمود: نترس!درد نداره ... عزیز من! سر تورو جدا میکنن اما دردی رو حس نخواهی کرد چون فرشتگان از هر طرف تو را در بر خواهند گرفت... چند روز بعد توی عملیات زخمی شد و داعشی ها اسیرش کردند همونطور که توی خواب دیده بود سر از تنش جدا کردند. عزالدین بی سر فقط هفده سالش بود خاطره ای از شهید مدافع حرم ذوالفقار حسن عزالدین منبع: کتاب خاطرات مدافعان حرم،صفحه 28 .::سندس::....ادامه مطلب

ما را در سایت .::سندس::. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 8:17

محمد بروجردی فرمانده ي منطقه بودیکی اومد پیشش و گفت: دشمن داره میاد جلو و هیچ امکاناتی هم برا مقابله نداریمشهید بروجردی عادت داشت همیشه ی خدا می خندید. این بار هم خندید. طرف هم عصبانی شد و زد زیر گوششبرای چندمین بار بود که یکی می زد توی گوشش.اما شهید بروجردی جای عصبانیت بلند شد ، صورتش رو بوسید و گفت:شما خسته شدی. بیا بشین. درست می شه. خاطره ای از زندگی سردار شهید محمد بروجردی منبع: یادگاران، جلد 12 کتاب شهید بروجردی، ص 62 .::سندس::....ادامه مطلب

ما را در سایت .::سندس::. دنبال می‌کنید

برچسب: فرمانده یگان ویژه ناجا,فرمانده یگان امداد تهران بزرگ,فرمانده یگان حفاظت سازمان زندانها,فرمانده یگان ویژه نیروی دریایی,فرمانده یگان ویژه تهران,فرمانده یگان ویژه تهران بزرگ,فرمانده یگان ویژه صابرین,فرمانده ی کل,فرمانده یگان حفاظت محیط زیست,فرمانده ی داعش, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 8:16

صفحه بندی