فدایی زینب س

خرید بک لینک
خودش می گفت: دو شب هست که خواب میبینم تکفیریها روی سینه ام نشستند تا سرم رو جدا کنند؛

منم فریاد زدم و امام حسین ع اومد و فرمود:

نترس!درد نداره ... عزیز من!

سر تورو جدا میکنن اما دردی رو حس نخواهی کرد چون فرشتگان از هر طرف تو را در بر خواهند گرفت...

چند روز بعد توی عملیات زخمی شد و داعشی ها اسیرش کردند

همونطور که توی خواب دیده بود سر از تنش جدا کردند.

عزالدین بی سر فقط هفده سالش بود

خاطره ای از شهید مدافع حرم ذوالفقار حسن عزالدین

منبع: کتاب خاطرات مدافعان حرم،صفحه 28

.::سندس::....

ما را در سایت .::سندس::. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 8:17

صفحه بندی